تبليغاتX
آینه عشق


آینه عشق

خسته ام از اين زمونه خسته از دنياي نامرد


خسته از بازي هر روز خسته از حرفهاي پردرد


خسته از شعر نگفته يك بغل حرف تو سينه


حرفامو هميشه خوردم انگاري قسمت همينه


خسته از آوازوفرياد حسرت زخمه رو گيتار



زل زدن به قاب عكست قابي خالي روي ديوار


خسته از سوختن و ساختن مثل پروانه پي شمع


چون غريبه گنگ و ساكت تنها موندن توي يك جمع


خسته از گريه ي هر شب گريه هايي بي سرانجام


بغضي سنگين توي سينه هق هقي ساكت و آرام


خسته از دوري عشقت تو كه پاكي و پراحساس


پيشكش هرم نگاهت يك سبد پرازگل ياس


خسته از نبودن تو اي تو بهترين ترانه


مي پرستمت عزيزم هر شب وروزعاشقانه

 

نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 12 بعد از ظهر توسط رسول | |


RASOOL ABASI