تبليغاتX
آینه عشق


آینه عشق

 

 

 

نگو که خونه قلبت مال من بوده وهست

حیف اون قلب غریبم که به پای تو نشست


عاشقم نیستی دلم حرفاتو باور نداره

برو چشمای سیاهت غمو یادم میاره


آره تو چشمای نازت اونی که مرده منم

تو چشات عشقتو دیدم حالا آتیشه تنم


آره آتیشه تنم اون که برام مرده تویی

اونی که قلب منو روی هوس برده تویی


نگو از روی هوس قلبمو خنجر نزدی

همه حرفا رو نگفتی تو ریا رو بلدی


نگو هر ثانیه بی من واسه تو سالی شده

دل من از همه حرفای دلت خالی شده


آره با اون همه حرفا دلو دزدیده بودی

عاشقم کردی و سیب دلمو چیده بودی


توی دنیای سیاهم نگو روشن میمونی

برو با عشق دروغت نگو با من میمونی


آره اون عشق دروغت پر از رنگ و ریاس

مثه اون چشمای نازت پر از رنگ سیاس


پر از رنگ سیاه و پر از حرف دروغ

تویی که سنگی قلبت مثه یه شهر شلوغ


آره تو شهر شلوغت دل من گم شد و مرد

دلی که ساده شد و گول نگاه تو روخورد

Click to view full size image

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 3 بعد از ظهر توسط رسول | |

شبي غمگين تر از شبهاي فرهاد به ياد لحظه هاي رفته بر باد

به ياد سروهاي سبز و عاشق نشستم گريه کردم

تا شقايق صدايم يک نيستان بي قراري غروب و حسرت و چشم انتظاري به يادت اي عزيز نازنينم!!!!!

شبي تنها و خاکستر نشينم از آن آتش که شب را شعله ور کرد

چه بر جا مانده جز خاکستر سرد شکفته ياد گل در گريه هايم پر از حرفم اگر چه بي صدايم

به سوگت اي چراغ خانه ي دل چو کولي مي روم ،
منزل به منزل که تا شايد ز تو يابم نشانه ز تو

اي شاعر هر چه ترانه تو را مي پرسم از اندوه مهتاب که مي گريد

به روي بستر آب تمام چشم را من جستجويم مگر يابم تو را در روبرويم........

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 5 بعد از ظهر توسط رسول | |


RASOOL ABASI