آینه عشق
نگو که خونه قلبت مال من بوده وهست حیف اون قلب غریبم که به پای تو نشست برو چشمای سیاهت غمو یادم میاره تو چشات عشقتو دیدم حالا آتیشه تنم اونی که قلب منو روی هوس برده تویی همه حرفا رو نگفتی تو ریا رو بلدی دل من از همه حرفای دلت خالی شده عاشقم کردی و سیب دلمو چیده بودی برو با عشق دروغت نگو با من میمونی مثه اون چشمای نازت پر از رنگ سیاس تویی که سنگی قلبت مثه یه شهر شلوغ دلی که ساده شد و گول نگاه تو روخورد
عاشقم نیستی دلم حرفاتو باور نداره
آره تو چشمای نازت اونی که مرده منم
آره آتیشه تنم اون که برام مرده تویی
نگو از روی هوس قلبمو خنجر نزدی
نگو هر ثانیه بی من واسه تو سالی شده
آره با اون همه حرفا دلو دزدیده بودی
توی دنیای سیاهم نگو روشن میمونی
آره اون عشق دروغت پر از رنگ و ریاس
پر از رنگ سیاه و پر از حرف دروغ
آره تو شهر شلوغت دل من گم شد و مرد
به ياد سروهاي سبز و عاشق نشستم گريه کردم
تا شقايق صدايم يک نيستان بي قراري غروب و حسرت و چشم انتظاري به يادت اي عزيز نازنينم!!!!!
شبي تنها و خاکستر نشينم از آن آتش که شب را شعله ور کرد
چه بر جا مانده جز خاکستر سرد شکفته ياد گل در گريه هايم پر از حرفم اگر چه بي صدايم
به سوگت اي چراغ خانه ي دل چو کولي مي روم ،
منزل به منزل که تا شايد ز تو يابم نشانه ز تو
اي شاعر هر چه ترانه تو را مي پرسم از اندوه مهتاب که مي گريد
به روي بستر آب تمام چشم را من جستجويم مگر يابم تو را در روبرويم........
![]()
| RASOOL ABASI |



